شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
166
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
برسالت به شرف الملك آمد كه پنج نفر از فدائيان احراق كردهاى ، اگر سلامت خود مىخواهى ديت هر يكى ده هزار دينار بايد كه بگزارى . از هول اين خطاب در كمد و جزع افتاد . رسول را از امثال و اقران خود بحظّ وافر مخصوص كرد ، و تشريف فاخر بداد ، و مرا فرمود كه توقيعى نبشتم ديوانى كه « 1 » باسقاط ده هزار دينار هر سال از جملهء مالى كه جهت حمل خزانهء سلطان مقرّر شده است ( يعنى از سى هزار كه قبول كرده بودند ) ، و شرف الملك علامت خود بر آن توقيع نهاد .
--> ( 1 ) - اين « كه » ظاهرا زائد است .